امیررضا انگجی: تکانههای قیمت نفت و شوکهای عرضهای در بازار جهانی انرژی برای بیش از پنج دهه بهعنوان یکی از اصلیترین عوامل محرک رکودهای اقتصادی در ایالات متحده شناخته میشدند. با این حال، تحولات بازار انرژی طی دو دهه اخیر و بروز انقلاب نفت و گاز شیل، ساختار بنیادین این روابط را دستخوش تغییری اساسی کرده است.
پژوهش NBER و تغییرات اقتصادی ایالات متحده
مقاله پژوهشی دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ایالات متحده (NBER) تحت عنوان «از واردکننده تا صادرکننده: شوکهای نفتی و اقتصاد ایالات متحده» به قلم دیهگو کانزیگ، جیمز استاک و لوکا زانوتی، دقیقا همین تحول ساختاری را در مرکز تحلیلهای اقتصادی قرار داده است. نویسندگان مقاله با ارائه یک چارچوب تجربی نشان میدهند که چگونه تبدیلشدن ایالات متحده از بزرگترین واردکننده خالص نفت به یک صادرکننده خالص انرژی، کانالهای انتقال شوکهای قیمتی نفت به اقتصاد کلان را کاملا وارونه کرده است.
بیشتر بخوانید: عملکرد مثبت شرکتهای نفتی در میدان پرمین و پیشبینیهای آینده
این پژوهش بر این فرض بنا شده که پاسخ اقتصاد آمریکا به شوکهای عرضهای نفت دیگر مانند دهههای ۱۹۷۰ یا ۱۹۹۰ یکنواخت نیست. تحول از واردکننده نفت به صادرکننده آن در سالهای اخیر، الگوی واکنش شاخصهای کلان اقتصاد مانند تولید ناخالص داخلی، تولید صنعتی، اشتغال و سرمایهگذاری را بازتعریف کرده است.
عدم رکود اقتصادی در برابر شوکهای نفتی
مسئله اصلی پژوهش در این حقیقت نهفته است که چرا در جریان جهش شدید قیمت نفت پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، اقتصاد ایالات متحده برخلاف پیشبینیهای سنتی هیچگونه رکودی را تجربه نکرد. نویسندگان مقاله ثابت میکنند که پاسخ این معما در اثرات جدید رابطه مبادله نهفته است که اقتصاد آمریکا را از یک صدمهپذیر محض به یک ذینفع نسبی در زمان جهش قیمت نفت تبدیل کرده است.
برای سنجش اثرات دقیق شوکهای نفتی و تفکیک آنها از سایر شوکهای کلان اقتصادی، نویسندگان از روش خودرگرسیون برداری ساختاری با متغیرهای کمکی استفاده کردهاند. شناسایی دقیق شوکهای عرضهای نفت همواره یکی از چالشهای اصلی در اقتصاد کلان بوده است. این رویکرد تضمین میکند که تغییرات قیمتی، کاملا برونزا بوده و عاری از اثرات ناشی از تغییرات تقاضای کل اقتصاد جهانی یا انتظارات عمومی است.
نتایج تجربی بهدستآمده در مقاله، گسست شدید بین دوران پیش از انقلاب شیل (قبل از سال ۲۰۱۰) و دوران پس از آن (بهویژه دوره پس از ۲۰۱۹) را به روشنی تصویر میکند. در دوره پیش از سال ۲۰۱۰، یک شوک عرضهای منفی نفت که منجر به افزایش ۱۰درصدی قیمت نفت خام میشد، بهطور متوسط افت حدود ۰.۵ تا یک درصدی در تولید ناخالص داخلی و کاهش چشمگیر در تولید صنعتی و اشتغال کل ایالات متحده را ظرف چهار تا هشت فصل ایجاد میکرد.
اما در وضعیت فعلی که ایالات متحده صادرکننده خالص نفت است، همان شوک افزایش قیمت نفت نهتنها هیچگونه افتی در تولید ناخالص داخلی یا تولید صنعتی ایجاد نمیکند، بلکه پاسخ تولید ناخالص داخلی خنثی تا متمایل به مثبت (انبساطی خفیف) است.
نویسندگان همچنین نشان میدهند که پاسخ سرمایهگذاری کل در اقتصاد آمریکا به شوکهای نفتی کاملاً دگرگون شده است. در گذشته، افزایش قیمت نفت باعث سقوط سرمایهگذاری در کل بخشهای اقتصادی میشد؛ اما در دوره فعلی، جهش سنگین سرمایهگذاری در بخش استخراج، حفاری و زیرساختهای انرژی نهتنها افول سرمایهگذاری در سایر بخشها را جبران میکند، بلکه سطح کل سرمایهگذاری ناخالص داخلی را نیز ارتقا میدهد.
مقاله NBER برای تبیین چرایی این تغییر رفتار کلان، پنج کانال اقتصادی بالقوه را مورد آزمون تجربی و نظری قرار میدهد. آزمونهای انجامشده نشان میدهند که اصلیترین موتور این تحول، تغییر در «رابطه مبادله» و «اثرات درآمدی و ثروتی کل» است. با تبدیلشدن آمریکا به صادرکننده خالص، جهش قیمت نفت به معنای بهبود رابطه مبادله آمریکاست که موجب انتقال ثروت به داخل اقتصاد ایالات متحده میشود.
بیشتر بخوانید: عربستان سعودی به اوپک گزارش داد که تولید نفت به بالاترین سطح در سه دهه اخیر رسید · افزایش ۳.۶ درصدی نرخ تورم مصرفکننده در ایالات متحده در سپتامبر




