از سکوهای خرم‌آباد تا رؤیای «لُر آرنا»؛ روزی که مسعود عبدی خیبر را دوباره به شهر برگرداند
افشاگری

از سکوهای خرم‌آباد تا رؤیای «لُر آرنا»؛ روزی که مسعود عبدی خیبر را دوباره به شهر برگرداند

روایتی از پیوند کارآفرینی بومی با فوتبال؛ مسعود عبدی چگونه با خیبر خرم‌آباد و ایده «لُر آرنا» امید اجتماعی لرستان را تقویت کرد

توسط ۱۴ دقیقه زمان مطالعه ۲۴۱,۳۱۱

خلاصهٔ خبر

  • روایتی از پیوند کارآفرینی بومی با فوتبال؛ مسعود عبدی چگونه با خیبر خرم‌آباد و ایده «لُر آرنا» امید اجتماعی لرستان را تقویت کرد
  • این گزارش نشان می‌دهد چگونه ترکیب سرمایه‌گذاری بومی، تجربه مدیریتی و رویکرد چندساله می‌تواند یک باشگاه استانی را به موتور امید و توسعه بدل کند.

مسعود عبدی، کارآفرین خرم‌آبادی و مالک باشگاه خیبر، با پیوند زدن سرمایه‌گذاری اقتصادی به پروژه فوتبالیِ خیبر و ایده «لُر آرنا»، نقش محوری در تبدیل خیبر به نماد امید لرستان ایفا کرده است.

سکوهای ورزشگاه در خرم‌آباد شلوغ است؛ تماشاگران همیشگی خیبر از مدت‌ها پیش با همان شور دیرینه روی جاهای همیشگی‌شان نشسته‌اند. برای آن‌ها این تیم فقط ۹۰ دقیقه فوتبال نیست؛ تکه‌ای از حافظه جمعی است. سال‌ها زیرساخت‌های کافی دیده نشده، اما اشتیاق هواداران هرگز کمرنگ نشده است. در میانه این تصویر، نامی برجسته‌تر از همیشه شنیده می‌شود: مسعود عبدی؛ کارآفرینی که تصمیم گرفت سرمایه و تجربه مدیریتی‌اش را از تهران و شهرهای برخوردار، به زادگاهش بیاورد و خیبر را از یک تیم صرف، به پروژه‌ای اجتماعی و اقتصادی ارتقا دهد.

کارآفرین بومی که مسیرش را عوض کرد

در سال‌هایی که بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند فعالیت‌های اقتصادی خود را در پایتخت متمرکز کنند، مسعود عبدی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او متولد ۱۳۶۲ در خرم‌آباد است و نامش در دو عرصه به شکلی موازی شنیده می‌شود: اقتصاد و ورزش. در اقتصاد، به‌عنوان بنیان‌گذار و مدیر هلدینگ آرین‌سازه شناخته شده و در ورزش، به‌عنوان مالک باشگاه فوتبال خیبر خرم‌آباد.

کارنامه او در کارآفرینی فقط به توسعه پروژه‌های ساخت‌وساز محدود نمانده؛ محوریت با ایجاد اشتغال و پشتیبانی از ظرفیت‌های بومی بوده است. نقطه عطف این مسیر در هجدهم اسفند ۱۴۰۱ رقم خورد؛ او در پانزدهمین همایش تجلیل از کارآفرینان اشتغال‌زای کشور، تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» را دریافت کرد. این برنامه در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما و با حضور صدها نفر از کارآفرینان و مدیران بخش‌های دولتی و خصوصی برگزار شد. بر اساس گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، تعدادی از نمایندگان مجلس و مدیران شناخته‌شده اقتصادی در این مراسم حضور داشتند و در همین برنامه از مسعود عبدی به‌دلیل فعالیت‌هایش در زمینه کارآفرینی، ایجاد اشتغال و اثرگذاری اقتصادی تقدیر شد؛ بنابراین، بیان دقیق‌تر این است که عبدی این تندیس را در مراسمی با حضور عباس عراقچی دریافت کرده است.

اهمیت این انتخاب تنها به گردش مالی یا وسعت فعالیت یک مجموعه محدود نبود. معیارهایی مانند کارآفرینی، خلاقیت، استفاده از فناوری، بومی‌سازی، توانایی تجاری‌سازی ایده‌ها، خلق ثروت و ایجاد اشتغال پایدار برای ارزیابی مدیران در نظر گرفته شد. این مجموعه معیارها تصویری از رویکرد عبدی ارائه می‌کند: پیوند دادن توسعه اقتصادی با مقوله‌های پایداری و نوآوری؛ رویکردی که بعدها در فوتبال نیز سرریز شد.

وقتی اقتصاد به سکوها رسید

برای مردم خرم‌آباد، خیبر فقط یک تیم فوتبال نیست؛ بخشی از هویت جمعی و حافظه شهر است. حضور یک سرمایه‌گذار بومی در رأس باشگاه، فراتر از یک جابه‌جایی مدیریتی است. این حضور، ادغام سرمایه اقتصادی با مسئولیت اجتماعی است و پیام روشن دارد: می‌شود از دل کارآفرینی، امید اجتماعی ساخت.

تیم‌داری حرفه‌ای کاری ساده و کم‌هزینه نیست. مدیریت بازیکنان و کادر فنی، تأمین منابع پایدار، برنامه‌ریزی بلندمدت، ایجاد زیرساخت تمرینی، ارتباط مستمر و حرفه‌ای با هواداران و تحمل فشارهای پی‌درپی، جزئی از روزمره‌گی این مسیر است. در استان‌هایی مانند لرستان که سال‌ها با محدودیت امکانات روبه‌رو بوده‌اند، این دشواری دوچندان است. با این حال، عبدی این مسئولیت را پذیرفت و سرمایه و توان مدیریتی‌اش را به میدان آورد تا فاصله میان رؤیا و واقعیت را در فوتبال لرستان کمتر کند.

این ورود، پیامدهای فراتر از نتایج هفتگی مسابقات دارد. یک باشگاه حرفه‌ای، شبکه‌ای از فرصت‌ها ایجاد می‌کند: برای بازیکنان و مربیان، نیروهای اجرایی و رسانه‌ای، خدماتی و پشتیبانی، و نیز برای کسب‌وکارهای وابسته در پیرامون باشگاه. هر چه ساختار باشگاه حرفه‌ای‌تر شود، این حلقه فرصت‌ها گسترده‌تر می‌شود و اقتصاد محلی به حرکت می‌افتد.

رویکرد پروژه‌ای به‌جای نتیجه‌محوری کوتاه‌مدت

نگاه مسعود عبدی به خیبر، در سخنان و برنامه‌های منتشرشده از او، رویکردی کوتاه‌مدت و صرفاً نتیجه‌محور نیست. او از یک پروژه چندساله برای توسعه باشگاه سخن گفته و خواستار اعتماد به این مسیر شده است. این نگاه زمانی به نتیجه مطلوب می‌رسد که تیم بزرگسالان تنها قله داستان نباشد و بدنه باشگاه نیز تقویت شود: آکادمی منظم، تیم‌های پایه پویا، امکانات تمرینی استاندارد، سازوکارهای استعدادیابی درون‌استانی و ساختار اقتصادی پایدار برای عبور امن از فصل‌های پرنوسان.

این‌گونه، باشگاه نه فقط برای خریدن بازیکن، که برای ساختن بازیکن تعریف می‌شود؛ نه فقط برای بقا در جدول که برای ارتقای کیفیت فوتبال استان. چنین نگاهی همسو با همان شاخص‌هایی است که در کارنامه کارآفرینی عبدی برجسته شد: نوآوری، بومی‌سازی و ایجاد اشتغال پایدار.

هوادارانی که ستون‌های ورزشگاه‌اند

در سال‌هایی که فوتبال لرستان با کمبود زیرساخت روبه‌رو بوده، هواداران خیبر دست از همراهی برنداشته‌اند. ورزشگاه‌های خرم‌آباد بارها شاهد حضور پرشور تماشاگرانی بوده که خیبر را بخشی از زندگی خود می‌دانند. در چنین فضایی، حضور یک سرمایه‌گذار بومی به‌مثابه بازگشت باشگاه به مردم است؛ پیامی که می‌گوید تصمیم‌های کلیدی درون استان گرفته می‌شود و منافع اجتماعی در اولویت است.

این رابطه دوطرفه است: اگر باشگاه برای مردمش برنامه‌ریزی کند، مردم نیز سرمایه اجتماعی و حمایت خود را سخاوتمندانه‌تر خرج می‌کنند. از همین‌جاست که شفافیت مدیریتی، نظم مالی و احترام متقابل به هوادار اهمیت مضاعف پیدا می‌کند؛ شاخص‌هایی که اعتبار یک باشگاه را نه در مصاحبه‌ها، که در تجربه زنده هوادار تعریف می‌کنند.

«لُر آرنا»؛ نامی که بحث آفرید و افق گشود

یکی از خبرسازترین موضوعات مرتبط با مالکیت مسعود عبدی بر خیبر، طرح ورزشگاهی با نام «لُر آرنا» است؛ نامی که با هویت مردم لرستان و جایگاه خیبر در میان لر‌تباران گره خورده است. در هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۳، گزارش‌هایی درباره تصمیم برای تغییر نام ورزشگاه تختی خرم‌آباد به «لُر آرنا» منتشر شد. عبدی در توضیح انتخاب این نام گفت: «این ورزشگاه متعلق به قوم لر هست و به دلیل جایگاهی که خیبر در بین لر‌تباران عزیز دارد، اسم ورزشگاه را این‌گونه انتخاب خواهیم کرد.»

این جمله بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد. برای گروهی از هواداران خیبر، نام «لُر آرنا» نشانه‌ای از غرور منطقه‌ای و فرصتی برای معرفی فرهنگی بود که در استان‌های مختلف ایران حضور دارد. آنان بر این باور بودند که همان‌طور که ورزشگاه‌های جهان با نام‌ها و نمادهای محلی شناخته می‌شوند، فوتبال لرستان نیز حق دارد یک نام با هویت فرهنگی خود داشته باشد.

در مقابل، شماری از کاربران و چهره‌های شناخته‌شده، از جمله رسول خادم، نسبت به کنار گذاشته‌شدن نام غلامرضا تختی واکنش نشان دادند. برخی انتخاب این نام را از زاویه احتمال تقویت گرایش‌های قوم‌گرایانه نقد کردند. این واکنش‌ها نشان داد نام‌گذاری یک ورزشگاه، وقتی پای پهلوانی ملی مانند تختی در میان است، حوزه‌ای حساس و چندلایه است؛ حوزه‌ای که باید با ظرافت و گفت‌وگو پیش رفت.

در کنار این جدل‌ها، روایت‌های متفاوتی درباره جزئیات پروژه در رسانه‌ها منتشر شد؛ از تغییر نام و بازسازی ورزشگاه تختی تا نسبت دادن «لُر آرنا» به ورزشگاهی که ساخت آن از سال ۱۳۸۶ با نام «ورزشگاه شهدای لرستان» آغاز شده بود. این تفاوت روایت‌ها ضرورت شفاف‌سازی را برجسته کرد: روشن شدن وضعیت مالکیت، محل دقیق، ظرفیت، بودجه، جدول زمان‌بندی و مراحل اجرایی؛ مجموعه‌ای از داده‌های فنی که می‌تواند از حساسیت‌های پیرامونی بکاهد و تصویر روشنی پیش چشم افکار عمومی بگذارد.

میان «توجه به هویت بومی» و «تقابل قومی» فاصله‌ای تعیین‌کننده وجود دارد. هویت لری بخشی از تنوع فرهنگی ایران است و معرفی محترمانه آن، وقتی همراه با پاسداشت نمادهای ملی چون تختی باشد، نه‌تنها محل نزاع نیست، بلکه فرصتی برای بازنمایی موزاییک فرهنگی کشور است. مسیر درست، همان است که در دل طرح‌های بزرگ ورزشی معنا پیدا می‌کند: گفت‌وگوی شفاف با مردم، تشریح اهداف فرهنگی و ورزشی، و حرکت دقیق روی ریل‌های فنی و حقوقی.

ورزشگاه به‌مثابه زیرساخت توسعه

فارغ از اختلاف نظر بر سر نام، اصل ایجاد یا تکمیل یک ورزشگاه مدرن در خرم‌آباد، خواسته‌ای قدیمی و ضروری است. باشگاهی که می‌خواهد در فوتبال حرفه‌ای ایران جایگاهی پایدار داشته باشد، نمی‌تواند بدون زمین تمرین مناسب، ورزشگاه استاندارد، امکانات پزشکی، رختکن‌های حرفه‌ای، جایگاه تماشاگران با کیفیت، سامانه فروش بلیت و زیرساخت رسانه‌ای روزآمد ادامه دهد.

اگر «لُر آرنا» با استانداردهای حرفه‌ای اجرا شود، به پروژه‌ای ماندگار در لرستان تبدیل خواهد شد. چنین مجموعه‌ای فقط برای میزبانی مسابقات خیبر نیست؛ ظرفیت میزبانی رقابت‌های ملی، اردوهای آماده‌سازی، مسابقات رده‌های پایه و رویدادهای فرهنگی را نیز خواهد داشت. هر مسابقه، خود به اکوسیستمی کوچک از اشتغال مستقیم و غیرمستقیم گره می‌خورد: از حمل‌ونقل شهری تا خدمات امنیتی، از فروش مواد غذایی تا تصویربرداری و تبلیغات، از گردشگری شهری تا اقامت.

این همان نقطه‌ای است که «اقتصاد ورزش» در مقیاس شهری معنا پیدا می‌کند. یک ورزشگاه استاندارد، نام خرم‌آباد را در سطح ملی بیش از پیش مطرح می‌کند و می‌تواند به احیای کسب‌وکارهای پیرامونی یاری رساند. ارزش پروژه، صرفاً در بتن و فولاد و چمن نیست؛ در پویایی اقتصادی و اجتماعی‌ای است که حول آن شکل می‌گیرد.

امید اجتماعی؛ سرمایه‌ای که در سکوها رشد می‌کند

تأثیر روانی و اجتماعی چنین پروژه‌هایی بر جوانان غیرقابل‌اغماض است. جوانی که در خرم‌آباد یا شهرهای دیگر لرستان رشد می‌کند، وقتی باشگاهی قدرتمند، آکادمی منظم و ورزشگاهی حرفه‌ای را در استان خود می‌بیند، مسیر آینده را لزوماً در مهاجرت نمی‌جوید. این امیدآفرینی شاید مهم‌ترین دستاورد سرمایه‌گذاری در فوتبال باشد؛ دستاوردی که با هیچ نمودار کوتاه‌مدتی اندازه‌گیری نمی‌شود، اما در زندگی روزمره نسل‌ها جریان پیدا می‌کند.

پیوند کارآفرینی و ورزش، در این‌جا شکل ملموسی به خود گرفته است: از یک‌سو تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱، و از سوی دیگر طرح «لُر آرنا» در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳؛ دو ایستگاه که مسیر یک ایده را نشان می‌دهد: تبدیل سرمایه اقتصادی به سرمایه اجتماعی.

شاخص‌هایی که موفقیت را قابل‌اندازه‌گیری می‌کند

در نهایت، موفقیت هر مدیر ورزشی را شعارها تعیین نمی‌کند. معیارها روشن‌اند: ثبات مالی باشگاه و پرداخت منظم مطالبات، رشد آکادمی و تیم‌های پایه، میدان‌دادن به استعدادهای بومی، رفتار حرفه‌ای و محترمانه با هواداران، شفافیت مدیریتی، و تکمیل پروژه‌های وعده‌داده‌شده. «لُر آرنا» نیز زمانی به میراث ماندگار تبدیل می‌شود که از مرحله نام و وعده عبور کند و با کیفیت مناسب در اختیار مردم قرار گیرد.

این شاخص‌ها، همان زبان مشترکی است که هوادار و مدیر و بازیکن را به هم نزدیک می‌کند. وقتی باشگاه با این معیارها سنجیده شود، گفت‌وگوها از حاشیه‌ها فاصله می‌گیرد و بر سر عمل و نتیجه شکل می‌گیرد؛ بر سر آنچه می‌ماند و شهر را متحول می‌کند.

ریسک‌هایی که می‌ارزد؛ فرصتی برای غرب ایران

سرمایه‌گذاری در یک باشگاه استانی، آن هم در شرایط سخت اقتصادی، پرریسک است. اما همین ریسک، فرصتی برای تغییر آینده ورزش یک منطقه است. اگر برنامه‌های اعلام‌شده با مدیریت منظم، شفافیت و استمرار همراه شوند، خیبر می‌تواند نه‌تنها نماینده خرم‌آباد، بلکه یکی از نمادهای موفق فوتبال غرب ایران باشد. این عبارت فقط یک آرزو نیست؛ برآیند همان مسیر پروژه‌ای است که از آکادمی و زیرساخت تا تیم بزرگسالان را در یک طرح واحد می‌بیند.

داستان مسعود عبدی در این نقطه، داستان کارآفرینی است که تصمیم گرفت بخشی از دستاورد اقتصادی خود را به توسعه ورزش زادگاهش پیوند بزند. مسیری که از ایجاد اشتغال و دریافت تندیس کارآفرین برتر در ۱۴۰۱ آغاز شد، با مالکیت باشگاه خیبر دنبال شد و امروز در قالب رؤیای «لُر آرنا» به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند جای فوتبال لرستان را برای سال‌های آینده تثبیت کند.

از نام تا کار؛ چگونه اختلاف‌ها را به فرصت تبدیل کنیم

اختلاف‌نظر درباره نام‌گذاری، اگر درست مدیریت شود، به‌جای شکاف، به فرصتی برای هم‌فکری بدل می‌شود. احترام به نام غلامرضا تختی، شفاف‌سازی درباره ابعاد فنی پروژه و تشریح هدف فرهنگی «لُر آرنا»، می‌تواند گفت‌وگو را از دو قطبی «حذف یا حفظ» بیرون بیاورد و آن را به میدان «تکمیل و تعالی» منتقل کند. در کنار آن، تعیین تکلیف دقیق درباره این‌که «لُر آرنا» بازسازی ورزشگاه تختی است یا پروژه‌ای که ریشه‌اش به «ورزشگاه شهدای لرستان» در سال ۱۳۸۶ برمی‌گردد، به ابهام‌ها پایان می‌دهد و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند.

چنین شفاف‌سازی‌هایی نه صرفاً پاسخ به پرسش‌ها، که بخشی از مسئولیت اجتماعی یک باشگاه حرفه‌ای است. باشگاهی که با مردمش صریح و دقیق سخن می‌گوید، پشتوانه‌ای می‌سازد که در روزهای سخت، از آن محافظت می‌کند.

پیوست اجتماعی یک پروژه ورزشی

وقتی از «پروژه» سخن می‌گوییم، فقط از سازه حرف نمی‌زنیم. پیوست اجتماعی پروژه‌ها به‌ویژه در ورزش، تعیین‌کننده است. «لُر آرنا» اگر همان‌قدر که در نام به هویت بومی اشاره دارد، در عمل نیز به تربیت نسل نو، عدالت فضایی در دسترسی به امکانات و رونق محلات پیرامونی پایبند باشد، تبدیل به نماد «ورزش برای توسعه» می‌شود. این همان نقطه‌ای است که کارآفرینی و تیم‌داری در یک قاب واحد معنا پیدا می‌کند.

در این مسیر، نقش هوادار کم‌نظیر است. هوادارانی که سال‌ها بار باشگاه را بر دوش کشیده‌اند، شریک طبیعی پروژه‌اند؛ از انتخاب نام‌ها تا پیوست فرهنگی رویدادها. وقتی هوادار شنیده و دیده شود، زبان مشترکِ «خانه فوتبال لرستان» شکل می‌گیرد؛ خانه‌ای که «لُر آرنا» نامش یا هر نام دیگری که برایش برگزیده شود، تنها نشانی از آن خواهد بود.

از ۱۸ اسفند تا ۱۸ اردیبهشت؛ مسیر یک ایده

دو تاریخ کلیدی، مسیر ایده را روشن می‌کند: ۱۸ اسفند ۱۴۰۱؛ تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در مراسمی با حضور عباس عراقچی، بهروز کمالوندی، نمایندگان مجلس و مدیران اقتصادی اهدا شد. و ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳؛ طرح نام «لُر آرنا» بر سر زبان‌ها افتاد و بحث‌های جدی اجتماعی را رقم زد. فاصله این دو تاریخ، فاصله میان «اعتبار مدیریتی» و «مسئولیت اجتماعی» است؛ فاصله‌ای که در پروژه خیبر به هم پیوسته است.

این مسیر، همان ظرفیتی است که بسیاری از استان‌ها آرزویش را دارند: سرمایه بومی، هویت بومی، و باشگاهی که می‌خواهد با استانداردهای حرفه‌ای کار کند. در چنین تصویری، هر قدم کوچک به‌اندازه خودش بزرگ است: یک زمین تمرین بهتر، یک آکادمی منظم‌تر، یک سامانه فروش بلیت کارآمدتر، یک گفت‌وگوی صریح‌تر با مردم.

پایان باز؛ خانه‌ای برای نسل‌ها

برای مردمی که سال‌ها با عشق نام خیبر را فریاد زده‌اند، «لُر آرنا» تنها یک نام تازه یا سازه بتنی نیست؛ می‌تواند خانه‌ای برای فوتبال لرستان باشد. خانه‌ای که اگر ساخته و تکمیل شود، نسل‌های آینده در سکوهایش خواهند نشست و از روزهایی یاد خواهند کرد که یک کارآفرین خرم‌آبادی تصمیم گرفت سرمایه‌گذاری در زادگاهش را بخشی از مسئولیت اجتماعی خود بداند. این قاب، روایت یک آرزو نیست؛ نتیجه مسیری است که با پیوند اقتصاد و ورزش، احترام به فرهنگ و تکیه بر برنامه بلندمدت، خیبر را از تیمِ جدول‌ها به نماد امید تبدیل می‌کند.

چرا این خبر مهم است

این خبر تصویر روشنی از پیوند «کارآفرینی» و «ورزش» در مقیاس استانی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه یک سرمایه‌گذار بومی می‌تواند فراتر از نتایج هفتگی، در ساختن سرمایه اجتماعی نقش ایفا کند. اولاً، تجربه و اعتبار مدیریتی مسعود عبدی در اقتصاد—با دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱—به پروژه فوتبالی خیبر پشتوانه عملی می‌دهد. ثانیاً، طرح «لُر آرنا» بحثی ملی درباره نسبت هویت بومی و نمادهای سراسری—از جمله نام غلامرضا تختی—به جریان انداخت و ضرورت شفافیت مدیریتی، گفت‌وگو با افکار عمومی و پیوست فرهنگی برای پروژه‌های ورزشی را برجسته کرد. ثالثاً، تکمیل زیرساخت‌هایی مانند ورزشگاه استاندارد، آکادمی و تیم‌های پایه، به‌طور مستقیم با ایجاد اشتغال، رونق کسب‌وکارهای پیرامونی و ماندگاری استعدادهای بومی در لرستان پیوند دارد. به این ترتیب، خیبر خرم‌آباد در روایت امروز، فقط یک باشگاه نیست؛ الگوی قابل تکرار برای هم‌افزایی میان اقتصاد، فرهنگ و توسعه ورزشی در غرب ایران است.

چرا این خبر مهم است؟

این گزارش نشان می‌دهد چگونه ترکیب سرمایه‌گذاری بومی، تجربه مدیریتی و رویکرد چندساله می‌تواند یک باشگاه استانی را به موتور امید و توسعه بدل کند. دریافت تندیس «کارآفرین برتر و مدیر اشتغال‌زای سال» در ۱۸ اسفند ۱۴۰۱ پشتوانه اعتبار حرفه‌ای این مسیر است و طرح «لُر آرنا» در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ بحث‌های مهمی درباره هویت بومی، شفافیت پروژه و زیرساخت‌های ورزشی را به سطح عمومی آورد. خروجیِ این پیوند، علاوه بر میدان مسابقه، در اشتغال، اقتصاد شهری و ماندگاری استعدادهای لرستان نمایان می‌شود.